تبلیغات
عاشقانه ها

عاشقانه ها

«تجربه به ما میآموزد که عشق آن نیست که به هم خیره شویم؛ عشق آن است که هردو به یکسو بنگریم»

«تجربه به ما میآموزد که عشق آن نیست که به هم خیره شویم؛ عشق آن است که هردو به یکسو بنگریم»

عاشقانه ها «تجربه به ما میآموزد که عشق آن نیست که به هم خیره شویم؛ عشق آن است که هردو به یکسو بنگریم»
بعد از مدت خیلی زیادی دوست دارم یه سری حرفا که توی دلم هست رو بگم
اول از همه واقعا برای خودم متاسفم که دوستانم همیشه توی غم و غصه هاشون یاد من میفتن و در زمان هایی که خودم غم و غصه دارم همه سر خودشون رو مثل کبک زیر برف میکنن و اصلا به خیالشون نیست.اشکال نداره ما هم خدایی داریم دوستان،دنیا چرخ و فلکه و میچرخه و ما هم بالا میریم اون وقت هستش که منم غم و غصه هیچکدومتون واسم مهم نیست...خیلی دوست دارم اسم ببرم ولی خودشون میدونن کیا هستن و از این به بعد همه دلتنگی هام رو در وبلاگم نشر میدم نه پیش دوستان نیمه راهم
دوم دوست دارم یادی بکنم از اولین عشقم کسی که تموم رویا و احساساتم رو نابود کرد و در اخر منو به هیچ و پوچ فروخت،باورم نمیشه در مدت 9 ماه شبانه روز چشم انتظار کسی بودم که داشت بهم خیانت میکرد به اسم خانوادش و دانشگاهش سر من رو شیره میمالید...وای چه شب هایی که دوستان پیام میدادن رسول جان برو بخواب و پا به پام گریه میکردن ولی من زیر بار نمیرفتم...وااای از فامیلاشون پشت سرش بد گفتن و من حتی یک درصد هم دیدم به عشقم عوض نشد و در اخر همون فامیل به من گفت پسر عشق تو توی دنیا تک و ناب هستش...واااای چه رویاهایی داشتم که اسم بچه های ایندمون چی باشه...واااای تا حالا برای هیچ بنی بشری اشک نریخته بودم ولی برای عشقم توی خیابون زار زار گریه میکردم...وااای دختری که تا حالا سر انگشتی کرم روی صورتش نبود وقتی اخرین بار دیدمش چه ارایش جیغی کرده بود و زبونم بند و اومد فقط گفتم چرااااا چی کم گذاشتم برات؟....وااای چه بغض هایی که توی گلوم خفه میکردم و میگفتم الان میاد لعنتی اروم بگیر و اخرش اومد و همزمان با فوت پدرم منو نابود کرد...وااای خدا با من که جونم به جونش بند بود و دو قدم راه نمیومد و میگفت همسایه ها میبینن...وااای تو روی چه کسایی که واینستادم و روی خیلی از بزرگ ها رو با کمال پر رویی زمین زدم و بخاطر تو پا فشاری کردم...وااای که روز اخر خواستی منو گول بزنی با اسم جدید ولی ندونستی من یه تار موی تو رو به صد تا پرنسس نمیدم...وااای که من یک هفته بیمارستان بستری شدم و تو حتی خبری ازم نگرفتی...واااای که با چه کسایی سر تو دعوا نکردم ولی تو اخرش بهم گفتی بی غیرت...واااای وااااای واااای این بود رسمش دنیا که همه همه زندگیت رو پای یک نفر بدی و اخرش به پول بفروشتت،دنیا ازت متنفرم و دیگه بعد از این مسئله بی نهایت حس کمی به جنس مخالفم دارم چون دیگه عواطف و احساساتی برام نمونده...اما هنوزم که هنوزه عشقش تو دلم هست و عاشقانه دوستش دارم و خواهم داشت و اون شخص کسی نیست جز S.A
در پایان یادی میکنم از مرحوم پدر عزیزم که واقعا جاش تو زندگیم خالیه و هر وقت یادش میفتم یه بغض خیلی خاص گلوم رو خفه میکنه...واقعا پدر یگانه مردی هستش که هیچکس نمیتونه جاش رو پر کنه و اسطوره زندگی هستش،اما حیف و صد حیف و حتی هزاران حیف که فانی هستش و یک روز  باید این مروارید درخشان زندگانی هر فرد تابناک بشه...واقعا پدر تو چند نفر بودی؟وقتی که رفتی شهر خالی شد کاملا حقیقت هستش و از تمام دوستان بازدید کننده تمنا میکنم قدر پدر و مادر خودتون رو بدونید چون دو مرواید درخشان هستن و باید روزانه هزار بار زیر پاشون رو بوس کنید و تحت هیچ شرایطی نزاریدناراحت باشن و بشن چون بعدا پشیمون میشید و انگشت حسرت در دهان به یاد خوبی های بی دریغ مروارید های درخشان زندگی می افتید...به شخصه حاضرم تموم زندگیم و داشته و نداشته هام رو فدا کنم اما پدرم سایش بالای سرم باشه و حامیم تو زندگی باشه.
زیاد حرف زدم و سرتون رو درد اوردم،دست تک تک بازدید کنتندگانم رو میبوسم که لطف دارن از وبلاگ خیلی حقیر من بازدید میکنن و منت سر ما میزارن،اگر موافق بودید در قسمت نظرات همین پست برام کامنت بزارید و از تک تک نطراتتون نهایت استفاده رو میکنم و باز هم مطلب در مورد زندگی روزمره و تجربه های خوب و بد خودم در اختیارتون قرار میدم
کوچیک همتون ((Rasol NL))

برچسب ها: شکست عشقی، rasolnolove، رسول نو لاو، عشق، S.A، خاطرات، عاشقانه،  
دنبالک ها: همدان چت،  

تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1396 | 06:49 ق.ظ | نویسنده : Rasol No Love | نظرات
ابجی مهدیه گلم

قربون اون دل بزرگ و مهربونت برم

اونقدر دنبالت گشتم ولی پیدات نکردم

فدای اون دل تنگت بشم نفس داداش

فعلا چت روم ندارم عزیزم

فقط گاهی میام وبلاگ و میبینم چه دوستانی نظر دادن

ومتاسفانه کسی یادم نیست

بازم مرام خودت رو قربون اومدی و سر زدی

در ضمن اره درسته ادرس چت رومم میره روی وبلاگ جدیدم

ولی به امکان زیاد چند وقت دیگه یک چت روم توی ادرسی که انتقال میخوره بزنم

فدای ابجیم بشم...مراقب خودت باش و بدرود


تاریخ : دوشنبه 8 آذر 1395 | 02:43 ق.ظ | نویسنده : Rasol No Love | نظرات

تو باختی؛چون کسی رو از دست دادی که دوست داشت...

اما...

من بردم؛چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت...

***

همه چی رو میسپارم اول به خدا و دوم  به امام رضا

همونطور که منو بازی دادی به همون روش بازیت بدن و به روز سیاه بیفتی

امیدوارم خانوادت هم بابت دروغایی که گفتن تاوان بدن

در کل خودت و خانوادت رو میسپارم
به
1_خدا
2_امام رضا
 
یادت باشه یه روز تقاص تمام این اشک هایی که ریختم و دارم میریزم و کوچیک شدن هایی که شدم
 پس میدی

توی اون روز به یاد من بیفت

بدرود



تاریخ : جمعه 12 شهریور 1395 | 08:52 ب.ظ | نویسنده : Rasol No Love | نظرات
روز موعود فرا رسید

امروز روز اخر بود و یک ماه گذشت
و ابی از اب تکان نخورد

فردا صبح یا ظهر زنگ میزنم

همه چیز را میسپارم به امام رضا،اون خودش از دل من و تو خبر داره
هرچی صلاح ماست فردا پیش میاد

اگه حل بشه پس فردا میرم پابوس امام رضا

امام رضا جونم،ضامن اهو شدی
ضامن منم بشو تا اخر عمرم خدمتکار و پابوست میشم

بدرود


تاریخ : سه شنبه 9 شهریور 1395 | 11:36 ب.ظ | نویسنده : Rasol No Love | نظرات
سلام


میدونم که یه روز میای و این پیام رو میخونی


ولی بدون اگه بشه دهم شهریور میزنگم خونتون


بدون شک زنگ میزنم خیالت راحت


چون که روزی که رفتی گفتی فردا شب ساعت 9 میای


و کارم داری ولی نیومدی


من هر روز سر میزنم اینجا


دوست داشتی جواب بده و دوست نداشتی جواب نده


ولی یادت باشه دهم شهریور زنگ میزنم خونتون


خداحافظ


تاریخ : چهارشنبه 27 مرداد 1395 | 10:17 ب.ظ | نویسنده : Rasol No Love | نظرات
hamedanchat.in
دوستان عزیزم سلام

همدان چت دوباره افتتاح شد

با حضور خود باعث سربلندی ما شوید

منتظرتون هستیم
همدان چت



همدان چت



برچسب ها: همدان چت، چت، چتروم، چت روم،  
دنبالک ها: همدان چت،  

تاریخ : شنبه 16 مرداد 1395 | 01:31 ق.ظ | نویسنده : Rasol No Love | نظرات
با عرض سلام خدمت بازدید کنندگان عزیز

چند روزی متاسفانه سرور پشتیبان یا میهن بلاگ با مشکل مواجه شده بود
و
تمام وبلاگ های زیر مجموعه با قطعی مواجه بودند
لذا
از تمام شما عزیزان پوزش میطلبم
و
از فردا دوباره شروع به کار میکنم

کوچیک همتون ادمین سایت

-__^ Rasol No Love ^__-


تاریخ : چهارشنبه 13 مرداد 1395 | 02:04 ق.ظ | نویسنده : Rasol No Love | نظرات
در رفاقت رسم ما جان دادن است

هر قدم را صد قدم پس دادن است

هر که بر ما تب کند جان میدهیم

ناز او را هر چه باااوشد میخریم


تاریخ : یکشنبه 10 مرداد 1395 | 02:40 ق.ظ | نویسنده : Rasol No Love | نظرات
به یادش باده مینوشم

غریبی موند و تنهایی

از این غربت دلم تنگه 

بیا ساقی پناهم ده

که سقف آسمون سنگه



تاریخ : یکشنبه 10 مرداد 1395 | 02:39 ق.ظ | نویسنده : Rasol No Love | نظرات
مدعیان رفاقت، هرکدام تا نقطه‌ای همراهند!

عده‌ای تا مرز مال

عده‌ای تا مرز آبرو

عده‌ای تا مرز جان

و همگان تا مرز این جهان ...

تنها تویی که همواره می‌مانی

دوستت دارم خدای مهربانم


تاریخ : جمعه 8 مرداد 1395 | 01:17 ب.ظ | نویسنده : Rasol No Love | نظرات
چه دوستی پاکی دارند کفش ها ؛

یکی  که گم میشود ، دیگری محکوم به آوارگیست ...


تاریخ : جمعه 8 مرداد 1395 | 01:05 ب.ظ | نویسنده : Rasol No Love | نظرات
سلامتیه اونی که فکر میکنیم تونستیم فراموشش کنیم اما وقتی شب خوابشو میبینیم کل روز رو پَکریم!

سلامتی اونایی که هنوز تو شوک رفتن کسی هستن و نمی خوان باور کنن اونی که رفت باید می رفت …

به سلامتی دلی که اسمش دله؛ نصفش آهه و نصفش گله …

به سلامتیِ اونی که نه میتونیم ببینیمش و نه صداش رو بشنویم ولی بدجوری دلتنگشیم …

به سلامتی اون نبودن هایی که هیچ بودنی جبرانشون نمی کنه …

سلامتیه کسایی که آرامش دیگران براشون مهم تر از برطرف کردن تنهایی خودشونه
و دلی رو برای خوش گذرانیشون به بازی 
نمی گیرن



ادامه مطلب
تاریخ : پنجشنبه 7 مرداد 1395 | 02:01 ب.ظ | نویسنده : Rasol No Love | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 28 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.